اخبار بازیگیمینگ

بهترین بازی‌های ۲۰۲۰ کامپیوتر

در این مطلب به معرفی بهترین بازی‌های ۲۰۲۰ کامپیوتر می‌پردازیم. ۲۰۲۰ شاید سال خوبی نبود؛ اما این موضوع باعث نشد از جذابیت‌های بازی‌های ویدیویی در این سال کاسته شود. درست است، همه‌گیری کرونا در بخش‌های بسیاری، باعث تاخیر یا آسیب رساندن به روند ساخت بازی‌ها شد. با این حال، در مجموع این صنعت پر‌‌مخاطب توانست با موفقیت از این چالش عظیم نیز عبور کرده و وارد عصر جدیدی شود. آینده مثبت و درخشان به نظر رسیده و نسل جدید نیز از راه آمده است.

پلتفرم رایانه‌های شخصی در سال‌های اخیر، شاهد برخی تحولات اساسی بوده است. در این سال‌ها نهایتا انحصار کنسولی شکسته شده و تعدادی از آثار مهم کنسول‌های مایکروسافت و سونی، در فاصله‌ی زمانی کوتاهی پس از انتشار، برای رایانه‌ها نیز عرضه شدند. این مورد نشان از تغییر سیاست کلی سردمداران صنعت ویدیوگیم و توجه بیشتر به پلتفرم محبوب رایانه‌ی شخصی دارد. از بین رفتن انحصار، به هر طریقی تاثیرات بسیار مثبتی در آینده خواهد داشت.

با نزدیک شدن به پایان سال پر فراز و نشیب ۲۰۲۰، تصمیم گرفتیم در مجموعه مقالاتی به بررسی بهترین بازی‌های هر پلتفرم بپردازیم. در این نوشته قصد داریم بهترین‌های پلتفرم رایانه‌ی شخصی را معرفی کنیم. ۲۰ بازی انتخاب شده، بر اساس لیست متاکریتیک تعیین شده‌اند و هیچ انتخاب یا سلیقه‌‌ی شخصی‌ در کار نبوده است. از آخرین بازی لیست شروع کرده و در نهایت به بهترین اثر می‌رسیم.

۲۰. Mafia: Definitive Edition
۱۹. Yakuza: Like a Dragon
۱۸. Assassin’s Creed Valhalla
۱۷. Genshin Impact
۱۶. Streets of Rage 4
۱۵. Horizon Zero Dawn
۱۴. Wasteland 3
۱۳. Desperados 3
۱۲. Death Stranding
۱۱. Persona 4 Golden
۱۰. Kentucky Route Zero
۹. Monster Hunter World – Iceborne
۸. Doom Eternal
۷. Ori and the Will of the Wisps
۶. Cyberpunk 2077
۵. Spelunky 2
۴. Crusader Kings III
۳. Microsoft Flight Simulator
۲. Hades
۱. Half-Life: Alyx

  1. Mafia: Definitive Edition

تهیه‌کننده: Take-Two Interactive – سازنده: Hangar 13
میانگین نمرات: ۷۹

مافیا ۱ یکی از پایه‌گذاران بازی‌های جهان‌باز و سینمایی بود. اثری که تاثیر بسیار زیادی روی دیگر عناوین این ژانر گذاشت. ریمیک قسمت نخست مجموعه‌ی مافیا، کلاس درسی برای آموزش چگونگی بازسازی آثار قدیمیست. این بازسازی بسیار با کیفیت در کنار ریمیک قسمت دوم مجموعه «رزیدنت ایول» به خوبی نشان دادند می‌توان با حفظ ویژگی‌های بازی اصلی اثری را خلق کرد که با استانداردها‌ی جدید بازی‌های مدرن نیز تطابق داشته باشد. در شرایطی که برخی از سازندگان با معرفی «ریمسترهای» تقلبی تنها سعی در کسب درآمد بیشتر از بازی قدیمی خود دارند؛ ظاهراً هنوز هم افرادی پیدا می‌شوند که برای مخاطبان خود ارزش قائل شوند. خوشبختانه بازی مشکلات فنی و ساختاری «مافیا ۳» که آن را به یک ناامیدی کامل مبدل کرده بود، ندارد. میان پرده‌های جدید به لطف تکنولوژی «موشن کپچر» بسیار واقع‌گرایانه‌تر بوده و حالتی سینمایی دارند. اهمیت این بازسازی‌ زمانی مشخص می‌شود که پی می‌بریم بازیکنان امروزی به خاطر مسائل فنی به هیچ عنوان به سراغ اثر اصلی نمی‌روند. به همین دلیل، در صورت عدم بازسازی، تجربه‌ی یکی از مهم‌ترین بازی‌های این سبک را به راحتی تمام از دست می‌دادند.

ریمیک قسمت نخست مجموعه‌ی مافیا، کلاس درسی برای آموزش چگونگی بازسازی آثار قدیمیست.

گیم‌پلی با وجود بروزرسانی‌های بی‌شمارش، همچنان حالت خطی خود را حفظ کرده؛ نباید فراموش کنیم که با یک مافیا سرکار داریم نه یکی از قسمت‌های مجموعه‌ی «جی‌تی‌ای». سیستم رانندگی نیز مشابه بازی اصلی کاملا یادآور خودروهای آن دوران است. بنابراین نباید به هیچ عنوان انتظار رانندگی بازی‌های جهان‌باز امروزی را از مافیا داشته باشید. با انتخاب حالت کلاسیک، رانندگی بازی سخت‌تر نیز خواهد شد تا واقع‌گرایی را به اوج خود برساند. بازسازی قسمت نخست مافیا با کیفیتی بسیار مناسب و در خور یک اثر AAA صورت گرفته. بازی یادگار دورانیست که هنوز هم داستان‌گویی به عنوان یک ارکان اساسی در بازی‌های ویدیویی شناخته می‌شد و تمام بازی‌ها با بخش‌های آنلاین اشباع نشده بودند. اگر بازی اصلی را انجام نداده‌اید؛ اکنون بهترین فرصت برای تجربه‌ی این شاهکار است.

  1. Yakuza: Like a Dragon

تهیه‌کننده: Sega – سازنده: Ryu ga Gotoku Studio
میانگین نمرات: ۸۲

در جدیدترین نسخه‌ی مجموعه‌ی یاکوزا، شاهد تغییراتی اساسی در هسته‌ی بازی هستیم. سازندگان در حرکتی دور از انتظار، ساختار همیشگی مجموعه را به کلی تغییر داده؛ تا با یک اثر آشنا اما متفاوت روبرو باشیم. شاید در ابتدا این موضوع به مذاق طرفداران قدیمی مجموعه خوش نیاید؛ اما نتیجه‌ی نهایی کاملا قابل قبول است. همانطور که می‌دانید بازی‌های پیشین شامل مبارزات مستقیم و به نوعی «بیت ام آپ» بودند، «مثل یک اژدها» مبارزات بازی را به سمت مبارزات نوبتی بازیهای نقش‌آفرینی ژاپنی برده است. در نتیجه سیستم گیم‌پلی بازی بسیار تاکتیکی تر شده؛ بدون آنکه ضربه‌ای به ماهیت مجموعه و مواردی که آنرا جذاب می‌کردند، وارد شود. در کنار تغییرات گیم‌پلی، مجموعه‌ی جدیدی از شخصیت‌ها در این قسمت حضور یافته‌اند. طنز همیشگی مجموعه نیز پابرجاست و قدرت خود را حفظ کرده. انجام بازی‌های پیشین به تنهایی هم خاطرات خوبی در ذهن ما ثبت کرده است؛ اما چرا این موضوع را با افزودن شخصیت‌های کمکی جذابتر نکنیم؟ این دقیقا کاریست که توسط سازندگان انجام شده. اولین موردی که در مورد قسمت جدید به ذهنتان خطور می‌کند احتمالا کند شدن مبارزات است. اما مبارزات با وجود نوبتی شدن سرعت خود را حفظ کرده و‌ همچنان روان هستند. در حقیقت سیستم آنها به صورتی طراحی شده که پویایی خود را حفظ نماید.

سازنده با حرکتی جسورانه مجموعه‌ی قدیمی یاکوزا را وارد مسیر تازه‌ای کرده است.

مسأله‌ای که مبارزات را بسیار متفاوت می‌کند؛ تعداد بالای شخصیت‌های منفیست. «مثل یک اژدها» با سیستم شغلی خود به بازیکن اجازه می‌دهد تا «کلاس» هر شخصیت را مطابق میل خود تغییر دهد. به جای استفاده از کلاس‌های مرسوم ژانر، بازی از موارد تازه و متعددی استفاده کرده که امتحان تمامی آنها زمان‌بر است. نقاط ضعف محدودی نیز وجود دارد؛ مثلا شیوه‌ی مسیر‌یابی یارهای شما چندان دقیق نیست و‌‌ ممکن است در جریان مبارزات باعث مشکلاتی شود. در انتها سازنده با حرکتی جسورانه مجموعه‌ی قدیمی خود را وارد مسیر تازه‌ای کرده است؛ تغییری که در موارد اندکی با ضعف همراه بوده اما حجم نکات مثبت بیشتر است.

  1. Assassin’s Creed Valhalla

تهیه‌کننده: Ubisoft – سازنده: Ubisoft Montreal
میانگین نمرات: ۸۳

شخصا از تغییر رویه‌ی «یوبیسافت» در این سال‌ها خشنود نبوده و ترجیح داده‌ام به جای بازی‌های این استودیو، وقتم را صرف بازی‌های بهتری کنم. بازی‌هایی چون «اودیسی» و «اوریجینز» آثار خوبی هستند اما علاقه‌ی زیادی به آنها نداشتم. در مورد «والهالا» موضوع اندکی متفاوت است و به نظر می‌رسد با اثر یکپارچه و پخته‌تری مواجه باشیم. بازی یک نقش‌آفرینی جهان‌باز بسیار عظیم و پرجزییات است که با المانهای مخفی‌کاری نیز ادغام شده. والهالا در زمینه‌ی فنی یک نمایش به یادماندنی‌ست و یکی از بازی‌هایی است که به خوبی قادرند قدرت نسل جدید کنسول‌ها را به نمایش بگذارند. به عنوان مثال، اجرای بازی با رزولوشن ۴k و ۶۰ فریم بر ثانیه در «اکس باکس وان سریز ایکس» یقینا آن را به زبباترین «اساسینز کرید» تبدیل کرده است. مطابق معمول باگ‌هایی نیز در مسیر بازی وجود داشته و اندکی به تجربه‌ی کلی صدمه می‌زنند؛ البته ‌خوشبختانه میزان آنها زیاد نیست. بازی شما را در نقش یک «وایکینگ» قرار داده و انتخاب جنسیت را به خودتان واگذار می‌کند. در ادامه‌ی بازی به انگلستان خواهید رفت تا ماجراجویی‌های آخرین قسمت مجموعه را در این منطقه تجربه کنید. صداگذاری هر دو جنسیت به خوبی انجام شده و دیگر شاهد برخی نواقص قبلی نیستیم. اگر از رویه تازه‌ای که یوبیسافت پس از ساخت قسمت «بلک فلگ» در پیش گرفت، رضایت دارید؛ طبیعتا از تمامی بازی‌های بعدی مجموعه لذت برده‌اید و باید بگوییم والهالا کاملا مناسب شما و مطابق وعده‌های سازندگان است.

والهالا سعی کرده به یک بحث قدیمی و چند ساله پایان داده و با ایجاد تعادل در گیم‌پلی، تمامی طرفین را خوشحال نگه دارد.

همانطور که می‌دانید از قسمت اوریجینز به بعد شاهد تبدیل شدن مجموعه از یک بازی اکشن مخفی‌کاری به یک بازی جهان باز متمرکز بر المان های نقش‌آفرینی بودیم. این موضوع با وجود برخی نقاط مثبت، به شکلی کاملا طبیعی موجب آزرده‌خاطر شدن طرفداران قدیمی مجموعه شده است؛ که دیگر جز یک نام، چیزی از بازی محبوبشان باقی نمانده. والهالا تلاش کرده با فراهم کردن حالت‌های مختلف گیم‌پلی، در میانه قرار گیرد و به هر دو دسته‌ی بازیکنان فرصت لذت بردن از آخرین ساخته‌‌اش به شیوه ای که خود می‌پسندند، بدهد. به عنوان مثال با انتخاب یکی از گزینه‌های بازی به نام قتل تضمین شده قادرید تمامی دشمنان فارغ از درجه‌ی آنها را از میان بردارید. موضوعی که قطعا باعث آسانی بیش از حد برخی مراحل خواهد شد. بنابراین والهالا سعی کرده به این بحث قدیمی و چند ساله پایان داده و با ایجاد تعادل در گیم‌پلی، تمامی طرفین را خوشحال نگه دارد.

  1. Genshin Impact

تهیه‌کننده: miHoYo – سازنده: miHoYo
میانگین نمرات: ۸۴

یک بازی «جهان باز» فوق‌العاده و یک تجربه‌ی اعتیاد‌آور برای عاشقان «انیمه». این شاید مناسب‌ترین توصیف برای «گنشین ایمپکت» باشد. نمیتوان تاثیر‌پذیری بسیار زیاد بازی از مجموعه‌ی درجه یکی چون «زلدا» را انکار کرد. تقریبا در همه‌ی قسمت‌های بازی این الهامات دیده می‌شوند. البته چه اشکالی دارد؟ همین تقلیدها و الگوبرداری‌ها موجب ساخت چنین بازی سرگرم‌کننده‌ای شده است. با یک تقلید کاری محض سروکار نداریم؛ زیرا گنشین ایمپکت آنقدر المان‌های متنوع در بخش‌های مختلفش به مخاطبان ارایه می‌کند تا به محصولی خاص و شایسته‌ی توجه تبدیل گردد.

جهان تیوات خود یکی از نکات مثبت اساسی بازیست. سرتاسر این جهان با آیتم‌های گوناگون مانند «پاور آپ‌ها» و موارد دیگر پرشده تا بازیکن به جستجو و لوت کردن آنها بپردازد.

مجموعه‌ی متنوعی از شخصیت‌ها در کنار سیستم‌های عمیق نقش آفرینی، مهم‌ترین نقاط قوت بازی هستند. بازی در ژانر اکشن نقش‌آفرینی قرار می‌گیرد. بازیکن به عنوان یک مسافر بی نام و نشان وارد سرزمین بازی که «تیوات» نام گرفته، می‌شود. داستان در گنشین ایمپکت یکی از نقاط متوسط بازی محسوب می‌شود. طرز روایت کلیشه‌ای و سرعت کند پیشرفت داستان، بیشتر به این موضوع دامن می‌زنند؛ اما از آنجایی که بازیکن بیشتر با ماجراجویی در این جهان عظیم به خلق داستان خود می‌پردازد؛ میتوان این ایراد را نادیده گرفت. جهان تیوات خود یکی از نکات مثبت اساسی بازیست. سرتاسر این جهان با آیتمهای گوناگون مانند «پاور آپ‌ها» و موارد دیگر پرشده تا بازیکن به جستجو و لوت کردن آنها بپردازد. تنوع و فراوانی رویدادها و محتویات بازی به حدی زیاد است که گاهی تمرکز روی یک ماموریت را دشوار می‌کند. گنشین ایمپکت در تمامی پلتفرم‌ها از کنسول گرفته تا موبایل با کیفیت اجرا می‌شود. جهان زیبا، مبارزات روان و جذاب و سایر عوامل مطرح شده باعث شده تا شاهد یکی از برترین بازی‌های سال باشیم.

  1. Streets of Rage 4

تهیه‌کننده: DotEmu – سازنده: DotEmu
میانگین نمرات: ۸۴

اگر از بازی‌بازان قدیمی باشید، غیر ممکن است ساعات خوشی را با انجام بازی‌های پر زد و خورد «بیت ام آپ» سپری نکرده باشید. آثاری که اغلب هیچ داستان خاصی نداشته و در تمام مدت انجام آنها، تنها با استراتژی «بزن برو جلو»، بیشترین سطح هیجان را حس می‌کردیم. رسیدن به عصر مدرن به معنای پایان یافتن اینگونه آثار «رترو» بود. بنابراین به هیچ عنوان دور از انتظار نبود که عرضه‌ی «شورش در شهر ۴» به یکی از خوشایند‌ترین اتفاقات اخیر برایم تبدیل شود. بازی‌کردن آخرین قسمت از مجموعه در شرایط فعلی مانند سفر در زمان بود؛ یادآور سال‌های طلایی کنسول‌های سگا. همین زنده شدن خاطرات نوستالژیک برای تجربه‌ی بی قید و شرط بازی کافیست. حالا جنبه‌های بصری بروز‌تر شده‌اند؛ انیمیشن‌ها روان‌تر بوده و‌ سبک‌‌ و سیاق هنری بازی مانند همیشه خاص است. همچنین حجم جزییاتی که در محیط یافت می‌شود؛ به شکل دیوانه‌واری زیاد بوده و این نشان‌دهنده‌ی احترام سازندگان به مخاطب است.

بازی‌کردن شورش در شهر ۴ در شرایط فعلی مانند سفر در زمان بود ؛ یادآور سال‌های طلایی کنسول‌های سگا.

همه‌ی لوکیشن‌های بازی سرشار از زندگی و لحظات اکشن هستند. یک اکشن ناب و تمام عیار. موزیک که المان‌های رترو را نیز حفظ کرده؛ مانند همیشه متناسب با لحظات بازیست، در برخی موقعیت‌ها به آرامش نسبی می‌رسد و در موقعیت‌های لازم انرژی را منتقل می‌کند. مکانیک‌های گیم‌پلی در قیاس با ساخته‌های پیشین تغییر بنیادینی را در ساختار مجموعه اعمال نمی‌کند. البته این موضوع به هیچ عنوان مسأله‌ی بدی نیست؛ زیرا هیچکس تمایلی به تغییر دادن فرمول برنده ندارد. سازنده با انجام بعضی‌ تغییرات کوچک، جان تازه‌ای به این ژانر قدیمی می‌بخشد و آن را همچون دهه‌های گذشته سرپا نگاه می‌دارد. بخش «کو آپ» نیز تضمین‌کننده‌ی بازگشت شما به بازی بعد از به اتمام رساندن بخش داستانی تقریبا کوتاه آن است.

  1. Horizon Zero Dawn

تهیه‌کننده: Sony Interactive Enterainment – سازنده: Guerilla Games
میانگین نمرات: ۸۴

«هورایزن زیرو داون» یک چرخش بزرگ برای سازنده‌اش محسوب می‌شود. «گوریلا گیمز» که قبل از عرضه‌ی هورایزن همگی آن را با مجموعه‌ی دوست‌داشتنی «کیل زون» می‌شناختیم؛ با ساخت هورایزن اثبات کرد توانایی‌های بسیاری داشته که هیچگاه به نمایش نگذاشته بود. هر چند همین حالا هم استودیو در حال کار بر دنباله‌ی مجموعه‌ی تازه‌اش است؛ امیدوارم پس از اتمام کارش با هورایزن، باز هم به سراغ بازی قدیمیش رفته و‌ کیل زون خوبی را راهی بازار کند. هورایزن شما را در جهان وسیعی قرار می‌دهد که توسط موجودات متنوعی، از حیوانات با جثه‌‌های کوچک گرفته تا دایناسورها اشغال شده است. وجه اشتراک همگی آنها، رباتیک بودنشان است. گروه‌های باقیمانده انسان‌ها در قبیله‌های جداگانه زندگی می‌کنند. روندی که به معنای بازگشت جامعه به ابتدایی‌ترین حالت ممکن است. گوریلا گیمز در هورایزن پارادوکس جذابی میان تکنولوژی و جوامع سنتی خلق می‌کند و به خوبی آن را اداره می‌کند. شخصیت اصلی بازی «الوی» که یک دختر جسور و مصمم است؛ با ابزارهای در دسترسش که آنچنان زیاد هم نیستند، به مقابله با سیستم وضع شده می‌پردازد.

گوریلا گیمز در هورایزن پارادوکس جذابی میان تکنولوژی و جوامع سنتی خلق می‌کند.

هورایزن ترکیبی از نقاط مثبت است. در یک سو گیم‌پلی بسیار قوی کار شده است، در طرف دیگر گرافیک هورایزن به لطف موتور بازیسازی «دسیما» به واقع‌گرایانه‌ترین حالت ممکن در آمده است. اگر در افکار خود به جهان پس از خیزش ربات‌ها می‌اندیشیدید؛ هورایزن با قدرت تمام این تصور را به واقعیت در‌آورده است. مکانیک‌های گیم‌پلی جذاب نیز می‌توانند بعد از مدتی هیجان ابتدایی خود را از دست دهند؛ اما داستان و نوع روایت هورایزن با ایجاد سوالات متعدد در ذهن شما مانع از چنین رویدادی خواهد شد. موسیقی نیز در موقعیت‌های احساسی به خوبی بازیکن را تحت شعاع قرار داده و عواطفش را درگیر می‌کند. اثری که در ابتدا برای «پلی‌استیشن‌۴» ساخته شده بود؛ با عرضه برای رایانه‌های شخصی بار دیگر تازگی خود را به دست آورده و حالا به لطف منابع سخت‌افزاری سخاوتمندانه‌تر این پلتفرم می‌تواند بیش از پیش بدرخشد. حتی اگر پیشتر بازی را روی کنسول خود به اتمام رسانده‌اید؛ تجربه‌ی مجدد آن این‌بار در رایانه خالی از لطف نخواهد بود.

  1. Wasteland 3

تهیه‌کننده: Deep Silver Games – سازنده: inXile Entertainment
میانگین نمرات: ۸۶

«ویست لند ۳» یک بازی نقش‌آفرینی در جهانی پس از وقایع هسته‌ای ست. ارجاعات اجتماعی یا سیاسی در مجموعه‌ی ویست لند روالی همیشگی است. در تازه‌ترین قسمت نیز شاهد انتقادات غیر مستقیم به رویکرد آمریکای نوین هستیم. موردی که بیشترین تغییر را در آخرین قسمت مجموعه ایجاد کرده؛ تغییر مکان بازی به «کولورادو» است. بازی کمی سرراست‌تر از قسمت دوم است. اکنون بسیاری از فعالیت‌هایی که پیش از این دشوار و زمان‌بر بودند؛ می‌توان به شکل ساده‌تری انجام داد. مبارزات نوبتی نیز مقداری ساده‌تر شده و مشابه بازی «ایکس کام ۲» است. در هنگام مبارزات زمانی که درجه‌ی هجومی شخصیت به حد خاصی برسد، ویژگی نشانه‌گیری دقیق برای او فعال شده تا با هدف قرار دادن بخش خاصی از دشمنان یا ابزارهایشان‌ به هدف مد نظرش دست یابد. فرضا ممکن است بازیکنی به سراغ «هدشات» کردن دشمن رفته یا اینکه یک محل ذخیره‌سازی نفت را هدف قرار دهد تا باعث انفجارش شود.

اگر به نقش آفرینی‌های نوبتی و «ایزومتریک» علاقه‌مند هستید و‌ شدیداً به دنبال جایگزینی برای «فال اوت های» اخیر می‌گردید؛ ویست لند ۳ برای شماست.

بازی در نیمه‌ی دوم نیز جذابیت ابتداییش را حفظ کرده و داستان کشش‌ لازم را دارد. در مجموع سازندگان با مدرن کردن و ساده‌سازی برخی از مکانیزم‌ها بازی را برای مخاطب امروزی نیز قابل دسترس کرده و‌ ازین نظر تصمیم مناسبی گرفته‌اند. حتی اگر دو قسمت ابتدایی را بازی نکرده‌اید، بازی به خوبی توضیح مناسبی از اتفاقات‌ بیان کرده و شما را سرگشته به حال خود رها نخواهد کرد. یکی از دلایل اصلی جذابیت بازی، راه‌های فراوان برای انجام مراحل است. تعدد شیوه‌های بازی، به آزادی عمل بی‌نظیری منجر می‌شود. ویست لند ۳ جزو آن دسته بازیهایی‌ست که می‌توانید در هر بار تجربه، رخدادهای متفاوتی را مشاهده کنید. اگر به نقش‌آفرینی‌های نوبتی و «ایزومتریک» علاقه‌مند هستید و‌ شدیداً به دنبال جایگزینی برای «فال اوت های» اخیر می‌گردید؛ قسمت سوم مجموعه‌ی ویست لند قطعا گزینه‌ی مناسبی است. در غیر این صورت بعید می‌دانم ویست لند ۳ انتخاب هوشمندانه‌ای برای شما باشد.

  1. Desperados 3

تهیه‌کننده: THQ Nordic – سازنده: Mimimi Games
میانگین نمرات: ۸۶

اگر زمان زیادی از سال‌های کودکی را به بازی کردن آثاری چون «مجموعه‌ی کماندوز» و به طور کلی سبک استراتژی اختصاص دادید؛ قطعا متوجه کمبود شدید این بازیها در سالهای اخیر شده‌اید. «دسپرادوز ۳» قرار است این کمبود را برای شما پر کند و تمام و کمال از پس این کار بر می‌آید. گیم‌پلی، انیمیشن‌ها، ساخت مراحل و‌ داستان‌گویی در بهترین حالت خود قرار دارند. سیستم کنترل به خوبی کار کرده و مشکلی را برای بازیکنان ایجاد نمی‌کند.

اگر از عاشقان بازیهای استراتژی همزمان هستید؛ حتی برای یک لحظه نیز نباید در بازی‌کردن دسپرادوز ۳ درنگ کنید.

مدت زمان بازی کوتاه نیست و می‌تواند تا مدت زیادی شما را سرگرم کند. بازی تکرارپذیری بسیار بالایی داشته و با دادن پاداش‌هایی مانند آیتم‌های تازه، شما را به انجام این کار تشویق می‌کند. برای موفقیت در مراحل و شکست «هوش مصنوعی» بازی باید از تمام هوش و ذکاوت خود بهره بگیرید. بازی به دفعات آستانه‌ی صبر شما را به چالش کشیده و بازیکن را وادار به آزمون و خطا می‌کند. استودیوی سازنده در کار خود به پختگی کامل رسیده و مشخصا تمام توان خود را در ساخت این اثر، گذاشته است. آنها باری دیگر این ژانر بازی‌سازی را احیا کرده‌اند. اگر از عاشقان بازیهای «استراتژی همزمان» هستید؛ حتی برای یک لحظه نیز نباید در بازی‌کردن دسپرادوز ۳ درنگ کنید.

  1. Death Stranding

تهیه‌کننده: Sony Interactive Entertainment – سازنده: Kojima Productions
میانگین نمرات: ۸۶

توصیف «دث استرندینگ» اندکی سخت است. بازی بازخوردهای شدیدا متفاوتی دریافت کرد و مخاطبانش را در همان ابتدا، به دو دسته تقسیم کرد.

تا پیش از تجربه‌ی بازی نمیتوانستم هیچ اظهار نظری درباره‌ی آن انجام دهم؛ بنابراین به نقدهای منفی توجهی نکردم. کاملا ازین موضوع خوشحالم؛ چون دث استرندینگ یکی از بهترین بازی‌های ویدیویی در این سال‌هاست. بازی ژانر تازه‌ای را خلق نکرده؛ اما با اطمینان می‌توان گفت که یک شاهکار در زمینه‌ی روایت است. روایتی که آهسته آهسته جان می‌گیرد و در ذهن شما رسوخ می‌کند. اگر از آن دسته بازیکنان کم تحمل هستید، دث استرندینگ به هیچ عنوان به شما توصیه نمی‌شود. انجام بازی و پیشروی در دنیای آن، نیاز به تأمل و صبر بالایی دارد. پاداش این صبر، لذت بی نظیریست که بازی در ادامه‌ی کار و نقاط درخشانش به شما تقدیم می‌کند. موسیقی بازی، موسیقی بازی حقیقتا آرامش محض است. دقایقی که در حال راه رفتن در جهان بزرگ بازی بوده و ناگهان موسیقی شروع به پخش شدن می‌کند؛ درست همین لحظات است که خود را گمشده در آخرین ساخته‌ی «کوجیما» می‌بینید. دث استرندینگ غرق کردن مخاطب در دنیای بازی را به سطح جدیدی رسانده.

انجام بازی و پیشروی در دنیای آن، نیاز به تأمل و صبر بالایی دارد. پاداش این صبر، لذت بی نظیریست که بازی در ادامه‌ی کار و نقاط درخشانش به شما تقدیم می‌کند.

تنها موردی که ضربه‌ی بدی به بازی زد، هایپ بیش از حد سازنده پیرامون بازی و دستاوردهایش بود. اگر چنین اتفاقی پیش‌ از انتشار بازی رخ نمی‌داد؛ قطعا شاهد جبهه‌گیری‌های بعدی و عموما منفی منتقدین نبودیم. در هر صورت دث استرندینگ جزو آثاریست که نباید برای تصمیم در رابطه با تجربه‌ی آن، به نظرات سایرین رجوع کنید. خودتان سریع دست به کار شده و در هر پلتفرمی که تمایل دارید، این طلای کمیاب را از نزدیک حس کنید.

  1. Persona 4 Golden

تهیه‌کننده: Atlus – سازنده: Atlus
میانگین نمرات: ۸۷

اگر قادر به تجربه‌ی «پرسونا ۴ گلدن» در کنسول دستی «ویتا» نبودید و به هر دلیلی این فرصت را از دست دادید، هیچ دلیلی برای نگرانی وجود ندارد. در حرکتی سورپرایز‌کننده، بازی به پلتفرم کامپیوتر شخصی آمده تا دیداری تازه با آن داشته باشیم. بسیاری از مردم «پرسونا ۴» را برترین «نقش آفرینی ژاپنی» تاریخ می‌دانند. بازی که ابتدا در سال ۲۰۰۸ و‌ چند سال بعد، برای کنسول بدشانس ویتا منتشر شد؛ هیچگاه نتوانست مانند دنباله‌ی فوق‌العاده‌اش یعنی «پرسونا ۵» در سطح دنیا شناخته شود. اما عرضه‌ی بازی برای این پلتفرم تازه شرایط جدیدی را رقم خواهد زد. حالا که نسخه‌ی کامپیوترهای شخصی امکان تجربه‌ی بازی با جزییات بسیار بیشتر و «فریم ریت» بالاتر را فراهم کرده؛ هیچ دلیلی برای بازی نکردن آن وجود ندارد.

مجموعه‌ی پرسونا همیشه خود را از سایر نقش‌آفرینی‌های ژاپنی نیز متمایز نشان داده و تمرکز اصلی بر شخصیت‌های اصلیست. شخصیت محور بودن، جلوه‌ی متفاوتی به مجموعه داده و به گونه‌ای آن را از آثاری مانند «فاینال فانتزی» جدا می‌کند. «مبارزات نوبتی» هم بامزه، جذاب، روان و نیازمند استراتژی‌های درست هستند. طبیعتا یک نقش‌آفرینی مدرن نیازمند موسیقی مدرن هم هست. قطعات متنوعی از «پاپ» گرفته تا «جاز» و «راک» و «الکترونیک»، شما را در سراسر بازی همراهی خواهند کرد. صداگذاران نیز کار خود را به خوبی انجام داده تا روایت ماندگاری را شاهد باشیم.

بروزرسانی های فنی با قرار گرفتن کنار همه فاکتورهایی که بازی را تبدیل به یک شاهکار کرده بود؛ باعث شده تا نسخه‌ی بهبودیافته هنوز مانند سال ۲۰۰۸ تازه به نظر بیاید. با توجه به اینکه زمان زیادی از انتشار نسخه‌ی ویتا گذشته؛ برای اجرای بازی در رایانه شخصی خود نیاز به هیچ تجهیزات‌ گران‌قیمت و خاصی ندارید. این نسخه، در همه‌ی جوانب قوی‌تر از نسخه‌ی ویتا ظاهر شده است.

  1. Kentucky Route Zero

تهیه‌کننده: Annapurna Interactive – سازنده: Cardboard Computer
میانگین نمرات: ۸۷

«کنتاکی روت زیرو» یک بازی ماجرایی اشاره کلیک است؛ اما محدود کردن توصیف بازی به همین چند کلمه، دور از انصاف خواهد بود. بازی چیزی بسیار فراتر از یک اثر «اشاره کلیک»‌ ساده است. تک تک لوکیشن‌های بازی چنان آثار هنری جلوه کرده و شایسته‌ی مکث بازیکن و ستایش جزییات بی‌نظیرشان هستند. در واقع، بازی شاید از نظر ژانر با آثار کلاسیکی چون «گریم فندنگو» یا «مانکی آیلند» مقایسه شود؛ اما در اینجا دیالوگ‌ها و انتخاب‌های شخصی بسیار تأثیرگذار بوده و نقشی کلیدی را در پیشبرد وقایع ایفا می‌کنند. یکی از موارد بسیار جذاب که در بازی گنجانده‌ شده، امکان تجربه‌ی برخی موقعیت‌ها از دید سایر شخصیت‌ها است.

«کنتاکی روت زیرو» چیزی بسیار فراتر از یک اثر اشاره کلیک‌ ساده است.

نمی‌خواهم به اسپویل جزییات بازی بپردازم اما در بازی لزوما همیشه از دید شخصیت‌های اصلی به موضوعات نخواهیم پرداخت و سایر عناصر فرعی نیز نقش خود را در روایت ایفا می‌کنند. برگ برنده‌ی بازی، روایت داستان خلاقانه است که شما را در جریان اپیزودهای مختلف آن، ترغیب به ادامه‌ی مسیر خواهد کرد. هر اپیزود نقاط تعیین‌کننده و حساسی داشته و نسبت به قسمت قبلش، پیشرفت قابل توجهی دارد. بنابراین دست کشیدن از بازی در اواسط کار بسیار دشوار است. کیفیت نویسندگی و شخصیت‌پردازی مناسب در کنار باقی موارد، دست به دست هم داده تا با اثری شاخص در این ژانر دوست‌داشتنی طرف باشیم. اگر از برخی ایرادات جزئی مانند کند بودن روند اوج‌ گرفتن بازی چشم‌پوشی کنیم؛ پایان‌بندی این مسیر هفت‌ساله کاملا راضی‌کننده است.

  1. Monster Hunter: World – Iceborne

تهیه‌کننده: Capcom – سازنده: Capcom
میانگین نمرات: ۸۷

بازی «مانستر هانتر ورلد» که در سال ۲۰۱۸ عرضه شد؛ این مجموعه‌ی بسیار پرطرفدار قدیمی را به نقطه‌‌ی تازه‌ای رساند. سیستم مبارزات بهبود یافته یکی از عواملی بود که باعث می‌شد هر یک از مبارزات منحصربه‌فرد به نظر برسد و تجربه‌ی بازی حتی پس از ده‌ها ساعت، تکراری نشود. آخرین محتوای اضافی آن بازی یعنی «آیس بورن» بسیار عظیم است. با هیولاهای تازه‌ای مواجه هستیم و درجه‌ی سختی با وجود افزایش نسبی هنوز هم وعده‌ی تجربه‌ی دلنشینی را می‌دهد.

در زمینه‌ی طراحی دشمنان، وسعت جهان بازی و زیبایی آن بهترین عملکرد از جانب سازنده را شاهد هستیم. آیس بورن برای یک تجربه‌ی سرگرم کننده‌ی ساده ساخته نشده؛ بازی بارها و بارها بازیکن را با چالش روبرو می‌کند و دشمنان تازه‌ای معرفی می‌کند. دشمنانی که سریع‌تر از هر چیزی هستند که تاکنون در مجموعه دیده‌ایم و ضرباتشان، کشنده‌تر از همیشه است. حتی محیط‌ها نیز بی‌رحم‌تر از قبل شده‌اند. در چنین شرایطی، اشتباهات بسیار پر‌هزینه خواهند بود و پیش از هر اقدامی، باید حساب‌شده فکر کنید.

یکی از مواردی که ریتم بازی را اندکی کند و راکد می‌کند، الزام به تکرار چندباره‌ی یک «باس فایت» تا رسیدن به پیروزیست که تا حدودی طاقت‌فرساست. به این خاطر که در اولین مواجه با یک هیولا، عموما ابزار و موارد لازم را در اختیار نداشته و‌‌ شکست خواهید خورد. تمرکز آیس بورن بر روایت داستانی،  نکته‌ی مثبتی است. همچنین انیمیشن‌های دشمنان و هیولاها بسیار زیبا کار شده‌اند.

  1. Doom Eternal

تهیه‌کننده: Bethesda Softworks – سازنده: id Software
میانگین نمرات: ۸۸

«دوم اترنال» یکی از بهترین بازی‌های تیراندازی در سال‌های اخیر و «آی‌دی سافتور» استاد بی‌رقیب این ژانر است. بازی به شدت سریع، هیجانی و دیوانه‌وار بوده و حتی لحظه‌ای به چشمانتان استراحت نمی‌دهد. گیم‌پلی تعادل بسیار مناسبی داشته و بازیکن با وجود ارتقای مهارت‌ها و سلاح‌ها، همواره و در هر مبارزه‌ای، استرس شکست را خواهد داشت. طراحی دشمنان یکی از نقاط قوت اساسی بازیست. سرعت عمل بالا و شلیک بی‌وقفه به تنهایی جوابگو نخواهد بود. لازم است در میانه‌ی بازی، شیوه‌ی خود را مدام تغییر دهید؛ استراتژی جدیدی اتخاد کنید و در صورت لزوم، اسلحه‌‌ی متفاوتی را بکار گیرید. باید به خوبی از منابع خود استفاده و آنها را مدیریت کنید، همچنین در هر منطقه، دشمنان را بر اساس میزان خطر آنها اولویت‌بندی کرده تا ابتدا به سراغ مهم‌ترین‌شان بروید. صحبت از مدیریت منابع شد؛ از بین بردن دشمنان، اصلی‌ترین راه دریافت این منابع حیاتی مانند بسته‌های سلامتی است.

آزمون و خطا در بازی الزامیست. ممکن است بارها در عبور از یک منطقه با چالش مواجه شوید؛ باید چندین مرتبه همه چیز را از ابتدا ارزیابی کنید تا در نهایت کارآمدترین روش را انتخاب کنید. برخی مناطق بازی به نسبت کوچک بوده و تعدادی نیز وسیع و پرجمعیت است، بنابراین نمی‌توان با یک فرمول ثابت به پیروزی دست یافت. نمی‌شود از هیجان بالای بازی سخن به زبان آورد اما به عامل اصلی، یعنی موسیقی‌های متال بازی اشاره نکرد. موسیقی‌هایی که به خوبی با فضای بازی عجین شده و لذت بازی را چند برابر می‌کنند. صحنه‌های پر‌برخورد و انفجارهای فراوان و متعدد، طبیعتا منابع سخت‌افزاری بالایی را طلب می‌کند؛ اما در کمال تعجب، دوم اترنال در سیستم‌های میان‌رده نیز بسیار روان اجرا شده و عملکرد فنی مطلوبی دارد. موردی که بیانگر بهینه بودن فنی بازیست.

  1. Ori and the Will of the Wisps

تهیه‌کننده: Xbox Game Studios – سازنده: Moon Studios
میانگین نمرات: ۸۸

بازگشتی با شکوه به جهان رنگارنگ و‌ زیبایی که خالقان این بازی سکوبازی، «مون‌ استودیوز» برایمان خلق کرده بودند. پیدا کردن ایرادی در قسمت اول، جزو کارهای بسیار دشوار است. بازی آنقدر دوست‌داشتنی بود که همین حالا نیز، اثری کاملا قابل قبول محسوب می‌شود. حالا عمق، جزییات، گزینه‌ها و تنوع بیشتری به بازی تزریق شده. مواردی که در کنار جنبه‌های بصری تحسین‌برانگیز و موسیقی متن درجه یک، لذت تجربه‌ی آن را دو‌ چندان می‌کند. در واقع موسیقی بازی پایش را فراتر گذاشته و در تمامی لحظات حساس یا مهم، همراه شماست. طراحی‌های هنری مون استودیوز بسیار ظریف بوده و باعث شده هر لوکیشن، اتمسفر خاص خود را داشته باشد. در تمام مدت تجربه‌ی بازی احساس می‌کنید در حال تماشای یک نقاشی متحرک هستید. مجموعه‌ی توانایی‌های بازی تنوع خوبی داشته و به مرور در جریان بازی قابلیت‌های تازه‌ای کسب خواهید کرد. بسیاری از آنها الزامی و برخی نیز مهارت‌های فرعی هستند. سیستم حرکتی و مکانیزم‌های گیم‌پلی آنقدر خوب پیاده شده که بازی را بسیار روان کرده و ریتم سریع آن هیچ‌گاه متوقف نخواهد شد.

در تمام مدت تجربه‌ی بازی احساس می‌کنید در حال تماشای یک نقاشی متحرک هستید.

در کنار خط اصلی داستانی، ماموریت‌های جانبی نقش نقاط استراحت را برای بازیکنان ایفا می‌کند. مأموریت‌هایی که به خوبی طراحی شده‌اند و هرگز شما را خسته نمی‌کنند. همچنین سیستم مبارزات که در نسخه‌ی ابتدایی جای کار بیشتری داشت؛ حالا شاخ و برگ بیشتری پیدا کرده و دیگر به سادگی قبل نیست. با وجود آنکه داستان بر مبنای تقابل خیر و شر بنا شده؛ سازنده تنها به خوب و بد مطلق بسنده نکرده است. موقعیت‌های خاکستری و تلخ نیز در بازی قرار داده شده تا یادآوری کند با یک داستان مصور کودکانه سروکار نداریم. در مجموع، قسمت دوم به خوبی نقش یک دنباله را ایفا می‌کند و در کنار حفظ اصول و دستاوردهای قسمت اصلی، آن را به سطح تازه‌ای رسانده است.

  1. Cyberpunk 2077

تهیه‌کننده: CD Projekt – سازنده: CD Projekt RED
میانگین نمرات: ۹۰

از کجا باید شروع کنیم؟ «سایبرپانک ۲۰۷۷» این روزها همواره در صدر اخبار بازی‌های ویدیویی بوده؛ البته متاسفانه درصد بالای این اخبار، ناامید‌کننده بوده‌اند. عملکرد فنی ضعیف بازی در برخی پلتفرم‌ها، وجهه‌ی عمومی آن را در رسانه‌ها تخریب کرده و آسیب جبران‌ناپذیری به «سی‌دی پراجکت رد» وارد کرده. در حال حاضر فارغ ازین‌ که در چه نسخه‌‌ای بازی را تجربه می‌کنید، باگ‌های آزاردهنده جزیی از بازی هستند. البته مطمعنا این حالت پایدار نیست و سازنده با انتشار بروزرسانی آنها‌ را برطرف خواهد کرد.

بخش آغازین بازی به خوبی شما را با دغدغه‌های شخصیت اصلی یا همان «وی» آشنا می‌کند. نایت سیتی بسیار چشم‌نواز است و فعالیت‌های بسیار متنوعی را می‌شود در آن انجام داد. تصمیمات بازیکن تاثیر مستقیم بر جهان بازی و همینطور ساکنینش دارد. خط داستانی اصلی ممکن است مقداری کوتاه‌تر از آن باشد که در سر داشتید اما تعداد بالای ماموریت‌های فرعی، این مورد را پوشش می‌دهد. با وجود اینکه ایرادات فنی در مقاطعی به بازی آسیب زده، اما سایبرپانک همچنان یکی از جاه‌طلبانه‌ترین نقش‌آفرینی‌های تاریخ است.

  1. Spelunky 2

تهیه‌کننده: Mossmouth – سازنده: Mossmouth
میانگین نمرات: ۹۱

«اسپلانکی ۲» یک دنباله‌‌ی شایسته برای قسمت نخست است. بازی ایده‌هایی که ابتدا در آن قسمت مطرح شده بود را با برخی اصلاحات جزیی همراه کرده است. آیا بازی اصلی با گذشت چندین سال، دیگر نیازهای شما را برآورده نمی‌کند؟ قسمت دوم با افزودن دشمنان جدید، تله‌های تازه و رازهای بیشتر، قطعا اینکار را انجام خواهد داد. از طرفی قسمت اول آنقدر کامل و بی‌نقص بوده که حتی اگر ادامه‌ای هم در کار نبود، نیازی برایش حس نمی‌شد.

اسپلانکی ۲ جایگزین مناسبی برای یکی از سرگرم‌کننده‌ترین ساخته‌های سبک روگ‌لایک و پلتفرمر است.

یکی از نکات مثبت و همزمان منفی، شباهت بسیار زیاد دو قسمت است. تقریبا نمی‌توان قسمتی از بازی را نام برد که مشابه قبل نباشد. کاری که سازندگان انجام داده‌اند، اضافه‌کردن ایده‌های جدید به فرمول برنده‌ی قدیمیست. ایده‌هایی که ممکن است در ابتدا کوچک جلوه کنند؛ اما در ادامه‌ی راه، تاثیر واقعی خود را نمایان می‌کنند. مراحل اکنون ساختار لایه‌ای داشته و بازیکن را مدام با سناریوهای تازه و غیر‌منتظره مواجه می‌کنند. اسپلانکی ۲ با موفقیت هدف خود را انجام داده است و جایگزین مناسبی برای یکی از سرگرم‌کننده‌ترین ساخته‌های سبک «روگ‌لایک پلتفرمر» است.

  1. Crusader Kings III

تهیه‌کننده: Paradox Interacttive – سازنده: Paradox Development Studio
میانگین نمرات: ۹۱

استودیوی «پارادوکس اینتراکتیو» با قسمت سوم مجموعه‌ی پرطرفدار خود بازگشت تا موجبات شادمانی بازیکنان قدیمی را فراهم کند. قسمت سوم ساختار باقیمانده از قبل را بروز و عمیق‌تر کرده است. بازی آزادی عمل بسیار بالایی به شما در اداره‌ی سرزمینتان می‌دهد. دوست دارید رویه‌ای سنتی در پیش بگیرید یا به تابوشکنی دست بزنید؟ سازندگان تفاوتی میان دیدگاه‌های متفاوت قائل نشده و کنترل همه چیز را به خودتان می‌سپارند. مکانیزم استرس و نقش تاثیرگذارش در بازی از نقاط قوت آن است. در کنار این موارد، سیستم جنگ‌ها در عین سادگی، پیشرفت خوبی داشته؛ به عنوان مثال اکنون در حین مبارزه قادر خواهید بود طرف برنده را بدانید. قسمت سوم مجموعه بدون هیچ شکی، زیباترین ساخته‌ی استودیوی پارادوکس تا به امروز است. تفاوت‌ها با قسمت دوم کاملا مشهود بوده و اکنون همه چیز بسیار واقع‌گرایانه‌تر است.

دوست دارید رویه‌ای سنتی در پیش بگیرید یا به تابوشکنی دست بزنید؟ سازندگان تفاوتی میان دیدگاه‌های متفاوت قائل نشده و کنترل همه چیز را به خودتان می‌سپارند.

همچنین سیستم «دی‌ان‌ای» جدید بازی باعث شده تا نوزادان ترکیبی از ویژگی‌های والدین خود را به ارث ببرند. نقشه‌ی بازی پرجزییات و‌ خوب طراحی شده است. رابط کاربری نیز مرتب و مناسب ساخته شده و بازیکن را در دراز‌مدت خسته نخواهد کرد. انتخاب قطعات موسیقی بازی هوشمندانه صورت گرفته تا بازی در این زمینه نیز قدرتمند ظاهر شود.

  1. Microsoft Flight Simulator

تهیه‌کننده: Xbox Game Studios – سازنده: Asobo
میانگین نمرات: ۹۱

یک شبیه‌ساز پرواز که به وسعت کره‌ی زمین است؛ آیا این یک شعار تبلیغاتیست؟ خیر. «استودیو آسوبو» این رویا را برای عاشقان شبیه‌سازی به حقیقت تبدیل کرده است. تجربه‌ای که به فضای ذخیره‌سازی بالا و رایانه‌‌ی قدرتمندی نیاز خواهد داشت. بازی وسعت را از نو معنا کرده و شما را در دنیایش تا ساعت‌ها و سال‌ها غرق خواهد کرد. بی‌راه نیست اگر بگوییم این اثر، مرز تازه‌ای برای یک بازی جهان‌باز خلق کرده است. بازی قطعا با دریافت بروزرسانی‌های بسیار، اندک نواقص موجود را برطرف کرده و از وضعیت ایده‌آل فعلی نیز فراتر خواهد رفت.

یک شبیه‌ساز پرواز که به وسعت کره‌ی زمین است؛ آیا این یک شعار تبلیغاتیست؟ خیر.

بخش آموزشی بازی، مقداری در بیان توضیحات برای افراد مبتدی یا تازه‌وارد به مجموعه، گنگ و ناکافی به نظر می‌رسد. با این حال، حس رضایت ناشی از یادگیری روند پرواز که قطعا نیاز ویژه‌ای به دقت و توجه بازیکنان دارد، این موضوع را جبران می‌کند.

  1. Hades

تهیه‌کننده: Supergiant Games – سازنده: Supergiant Games
میانگین نمرات: ۹۳

همگی با کارنامه‌ی درخشان «سوپرجاینت گیمز» آشنایی داریم. استودیویی که پیشتر با ساخت بازی‌هایی چون «باسشن» و «ترانزیستور» جای خود را در قلب بازیکنان پیدا کرده است. با وجود تفاوت میان ساخته‌های قبلی استودیو، تقریبا می‌توان گفت همگی در مواردی اشتراک داشتند. اتمسفر بازی‌ها بسیار قوی و خوش‌ساخت بود؛ اما سیستم‌های مبارزات ضعف‌هایی داشتند. خب ظاهراً «هیدز» دقیقا پاسخی به همین مسأله است.

تمرکز بالا بر ارتقای مبارزات و به کمال رساندن آن. آیا سازندگان در این موضوع به موفقیت رسیده‌اند؟ بله به شکل کامل. هیدز یک «اکشن نقش‌آفرینی» است. سبکی که اغلب داستان را به حاشیه رانده و انتظار داستان‌سرایی درجه یک را نیز از آن نداریم.

البته در پارادوکسی خوشایند، بازی از رویه‌ی‌ همیشگی ژانرش پیروی نکرده و به این موضوع نیز پرداخت مناسبی دارد. مثلا تمامی شخصیت‌ها کاملا صداگذاری شده‌اند. به عنوان «زاگاروس» پسر هیدز، باید تلاش کنید به هر طریقی که شده از جهنمی که در آن قرار گرفته‌اید فرار کنید؛ البته این کارها بی‌نتیجه بوده و هربار به جایی که بازی را آغاز کردید بازمی‌گردید. مرگ‌های ممتد در بازی غیرقابل‌ اجتناب بوده و بازیکن را وادار می‌کند تا در هر مرتبه‌ی بازی، خود را ارتقا دهد.یک بازی «روگ لایک» که در آن با خدایان یونانی سرکار داریم، قطعا وسوسه‌کننده است.

  1. Half-Life Alyx

تهیه‌کننده: Valve – سازنده: Valve
میانگین نمرات: ۹۳

بازگشت مجدد به جهان «هف لایف» و City 17، بعد از چندین سال انتظار، بسیار لذت‌بخش است. اما بگذارید خیالتان را همین ابتدا راحت کنیم؛ این ساخته‌ی جدید، قرار نیست نقش «هف لایف سه» را ایفا کند. در واقع این بازی تنها جهانی که سازندگان خلق کرده بودند را گسترش‌داده‌.

بسیاری از طرفداران قدیمی، پس از روبرو شدن با یک بازی واقعیت مجازی، ناامید شدند. البته گمان می‌کنم رویکرد «ولو» در قبال ساخته‌ی آخر خود، کاملا حساب‌شده و آینده‌نگرانه بوده است. ممکن است بازیهای واقعیت مجازی، اکنون کاربران پرشماری نداشته باشند؛ ولی نمی‌توان نفوذ گسترده‌‌ی این پلتفرم نوین در آینده‌ی نزدیک را انکار کرد. شاید بتوان گفت «هف لایف الیکس» جدی‌ترین تلاش بازیگران بزرگ صنعت بازی‌سازی، در زمینه‌ی واقعیت مجازیست. اثری که به خوبی پتانسیل نهفته‌ی این حوزه را نمایان و استانداردهای تازه‌ای را وضع کرده است. بنابراین اگر تاکنون هیچ بازی‌ای شما را ترغیب به خرید یک هدست واقعیت مجازی نکرده، الیکس ممکن است شما را وادار به تجدیدنظر نماید. وقایع بازی پنج سال قبل از «هف لایف ۲» رخ می‌دهد. نیمه‌ی ابتدایی اثر، اندکی کم هیجان است اما خوشبختانه نیمه‌ی دوم آن، مبارزات بسیار پویاتری دارد؛ موردی که ما را به یاد خاطرات خوب قسمت‌های پیشین سری می‌اندازد. مبارزات اغلب کوتاه و مختصر هستند ولی با این وجود، بسیار چالش‌برانگیز و جذاب از آب در آمده‌اند. در زمینه‌ی گیم‌پلی اثر پخته‌ای را شاهد هستیم. نمیتوان گفت الیکس جهشی انقلابی در سیستم تیراندازی این سبک ایجاد کرده؛ اما پیشرفت‌های حاصل‌شده به وضوع قابل مشاهده‌ است. تمامی المان‌های گیم‌پلی و همچنین طراحی مراحل به حرفه‌ای‌ترین شیوه‌ی ممکن انجام شده. به عنوان مثال، بروزرسانی سلاح‌ها آنها را کارآمدتر کرده و ظاهر جذاب‌تری به آنها می‌بخشد.

رویکرد «ولو» در قبال ساخته‌ی آخر خود کاملا حساب‌شده و آینده‌نگرانه بوده است. ممکن است بازیهای واقعیت مجازی، اکنون کاربران پرشماری نداشته باشد؛ ولی نمی‌توان نفوذ گسترده‌‌ی این پلتفرم نوین در آینده‌ی نزدیک را انکار کرد.

توجه به ریزه‌کاری‌ها در جهان بازی، از جزییات بسیار بالای جهان آن گرفته تا شیوه‌های متنوع تعامل با آن، بسیار بالاست. یکی از نقاط منفی بازی، کمرنگ شدن و به حداقل‌ رسیدن حضور شخصیت‌های فرعی در روند داستانی‌ست. در هر صورت، انتخاب الیکس به عنوان نخستین بازی این لیست با کسب متای ۹۳ را اقدام صحیحی می‌دانم. ولو پس از سالها سکوت، کار پر‌ ریسکی را انجام داده و نقش خود را در راستای حرکت رو به جلوی صنعت بازی‌سازی، ایفا کرده است.

[تعداد: 0   میانگین:  0/5]
مشاهده بیشتر

علی زمانی

نیو جی اس ام یک رسانه‌ی آنلاین با موضوع فناوری و سبک زندگی مدرن است که در بهمن سال 1399توسط علی زمانی ایجاد شد. تیمی از کارشناسان و افراد متخصص در حوزه‌های فناوری، بازی‌های کامپیوتری، فرهنگ‌ و هنر و سبک زندگی در نیو جی اس ام دور هم آمده تا بهترین و کامل‌ترین مرجع اخبار و مقالات این حوزه‌ها را در اختیار کاربران قرار دهد حالا ما این‌جاییم. آمده‌ایم فردا را آغاز کنیم. آمده‌ایم چشم‌انداز فردا را برای‌تان ترسیم کنیم. با نیو جی اس ام فردای دنیای فناوری برای‌تان روشن‌تر می‌شود. فردا این‌جا آغاز می‌شود.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بستن
بستن
رفتن به نوارابزار